نقد تفسير سور آبادي(3)
و اذ فرقنا بكم البحر فانجيناكم و اغرقنا ءال فرعون و انتم تنظرون: ... تا موسي از وحي فارغ شد و عصا بر گرفت و بر دريا زد. دريا نشكافت. جبرئيل گفت دريا را به كنيت خوان. موسي عصا بر دريا زد و گفت يابا خالد انفلق باذن الله. هم بنشكافت. جبرئيل گفت يا موسي اگر خواهي كه دريا بشكافد و تو را فرمان برد بر بر آن نبي امي عربي كه خاتم پيغمبران است صلوات ده، آن گه عصا برزن تا عجايب بيني. موسي ده بار صلوات فرستاد بر مصطفي (ص) و عصا بر زد. دريا باز شكافت و راهي از كنار تا كنار پديد آمد. (تفسير سورآبادي، ص 69)
بنگرید این وقاحت تام و تمام در تلقین بی خدایی به بهانه ی ستایش پیامبر را، که موسی به دریا می گوید باذن الله بشکاف و دریا تمرد می کند و جبرییل یعنی فرستاده ی خداوند او را به نام دیگری هدایت می کند که گرچه هنوز به نبوت و ماموریت الهی نیز منصوب نیست، اما در این تفسیر منحرف، زمین و زمان بر او فرمان بردارتر از خداوندند!!! ممكن است اين عوام فريبی، كه اذهان را بر توسل به دون خداوند دعوت می کند، و پایه ای بر مرده پرستی و دخیل بندی موجود، حتی بر سنگ و درخت است، به مذاق عده اي كوتاه و ظاهر بين خوش آید، لكن كنه آلوده ي اين خرافه پراكني آشكار، اصل قدرت و اختيارخداوند قادر متعال را نشانه گرفته و اجرای اراده الهی را محتاج توسل به دیگری و در گرو صلوات بر پيامبر گرامی اسلام مي نماياند! حال آن كه در صريح آيه، اشاره مستقيم از جانب خداوند آمده كه ما دريا را براي شما شكافتيم و آل فرعون را در پيش روي شما غرق كرديم. و اگر این تفسیر عتیق را جدی بگیریم پس لازم بود تا آیه چنین ضبط شده باشد که ما دریا را به برکت نام بنده ای که بعدها به نبوت خواهیم گزید، شکافتیم. آيا اين ادعاي متضاد با آيه قران را مي توان تلاشي در جهت توضيح و تفسیر بيش تر قرآن برای مسلمین بدانیم و آیا بنیان نوشتن تفسیر بهانه ای برای جای دادن تلقینات فرقوی در میان آیات هدایت الهی نیست؟
فرعون خواست كه عنان باز كشد، جبرئيل بر مادياني وديق نشسته بود، در پيش فرعون آمد. اسب فرعون بوي آن ماديان بيافت و آهنگ به وي داد. فرعون نتوانست كه او را باز دارد و شرم داشت كه كسي را گفتي مرا نگه داريد، از بهر آن كه دعوي خدايي مي كرد. همي اسب فرا گذاشت. جبرئيل خطي فرا پيش او داشت. فرعون آن را بديد. بدانست كه كار از دست بشد. و آن آن بودي كه روزي جبرئيل بر هيات شباني نزد فرعون آمد و او را پرسيد كه چه گويي كسي بنده اي دارد، او را نكو مي دارد و به ناز مي پرورد، يك چندي بر آيد، آن بنده بر خداوند بيرون آيد و گويد خداوند منم نه او، مكافات او چيست؟ فرعون گفت: مجازات آن بنده آن بود كه او را بگيرند و در درياي قلزم افكنند تا هلاك شود. جبرئيل گفت مرا بدين مثال ده. فرعون او را دست خطي از آن خود بداد. آن روز كه فرا كنار دريا رسيد، آن خط خود را بديد باز شناخت و دل از خود و از جان خود بر گرفت.( همان، ص 70)
عتيق نيشابوري براي پردازش اين نمايش فكاهي، جبرئيل را بر مادياني مي نشاند تا هوش و حواس از اسب فرعون بربايد و نه به اذن خداوند كه به هوس اسب ها، فرعون گرفتار آب دريا شود. فرعون که در این تفسیر حتی به شبانان خط نوشته می دهد و فرعونیت خود را فراموش می کند، در این جا با جبرییل هم سخن است که در قرآن مبارک تنها حامل وحی است و بدین ترتیب عتیق جایگاه فرعون را از ادعاهای شخص او نیز بالاتر می برد، و هنوز باید از دنبال روندگان این گونه تفاسیر پرسید که چنین داستان هایی را عتیق از کجا و با چه منظور ضمیمه ی نص آیات می کند؟
و قد كان فريق منهم يسمعون كلام الله ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه: ... عنود، انكار ضروري باشد و جهودان را دانستن محمد ضروري نبود كه ايشان را غلطي بيفتاد كه پنداشتند كه آن نبي امي از اسرائيل خواهد بود، چون مصطفي از ولد اسماعيل بود ايشان گفتند:" اين نه آن است كه ما دانستيم." ( همان، ص 91)
اينك عتيق نيشابوري مشغول دفاع آشکار از رد اسلام و پیامبری رسول خدا به وسیله ی قوم خود و توجیه آن است. می نویسد جهودان اشتباه نکرده اند که پیامبری رسول الله را نپذیرفته اند زیرا پیامبران باید که از سلاله ی انبیاء یهود و از نسل اسحاق باشند و محمد از نسل اسماعیل بود و بدین ترتیب جهودان را در انکار دین و کتاب خدا از نظر استدلالی و ایمانی محق می شمارد، و اصل را نه بر ادراک سخن الهی که استقامت در باورهای قومی خود می گذارد. در حقیقت چنان که اندک اندک آشنا خواهیم شد، مجموعه ی قطور تفسیر عتیق تدارک ردیه ای عقلی و استدلالی بر مندرجات قرآن است و کسانی که لازم بوده است در برابر مجموعه سئوالات منحرف کننده ی این تالیف گروهی یهودیان، استدلال های متقابل مسلمین را عرضه کنند، تنها به سعی جمیل خود، که منبع الهام و مدد آن معلوم است، به انتشار خام و به ظاهر بی طرفانه ی مضمون سخن عتیق بسنده کرده اند تا کار بر عهده ی کسانی قرار گیرد که در این گونه امور موظف حرفه ای نیستند و باید که امیدوار و شکرگزار هدایت های الهی بود. (ادامه دارد)
