تبليغاتX
کتاب و حکمت - پرانتز 1
 

پرانتز (۱)

شيرجه در مرداب تاويل (۱)

 

 

 

واي بر آن ها كه براي سود اندك، از پيش خود چيزي مي نويسند و به خدا نسبت مي دهند. واي بر آن ها و واي بر آن چه عايدشان مي شود. (بقره، 79)

 

اين آيه درخشان، با احوال کساني در ايران منطبق شده، که از فرط عناد و واماندگي در برابر آيات متين و محكم قرآن، به طمع سود تبليغات قومي، به تاويل معاني آيات روي مي كنند. آن ها كه از طريق معنا سازي به فتنه انگيزي مشغولند ، بر آدمي تکليف مي سازند که نمونه هايي از فتنه گريهاي آنها را عيان كند تا شايد يا آن ها به خود آيند و يا ما چاره اي اساسي بينديشيم. از جمله صريح ترين اين تاويلات قرآني، كتاب «ايرانيان در قران و روايات» نوشته سيد نورالدين ابطحي است که عنوان آن به تنهايي بهتاني به قرآن مبين است كه هيچ اشاره آشكار و پنهاني به ايرانيان ندارد، هرگونه قوم گرايي و نژاد پرستي را ممنوع كرده و ملاك برتري و رتبه بندي افراد را تنها  به ايمان و عمل وابسته می داند. افزون بر عنوان كتاب، تصوير استوانه كورش كه به عنوان طرح روي جلد كتاب انتخاب شده تامل برانگيز است و پيشاپيش، نوع نگاه شوونيستی و باستان پرستانه نويسنده را بر ملا مي كند. تلقينات چنين کتابهايي در جهت دامن زدن به اختلاف ميان مسلمين؛ عرب ستيزی و فراهم کردن زمينه اي است تا ذهن افراد ناآگاه نسبت به تاريخ و هويت و فرهنگ، به باورهاي نابابي متوجه شود که غايت آن، دشمن انگاري همسايگان مسلمان است. آنها در پس نقاب روشنفكري، مانند موريانه پايه هاي همبستگي ملي و منطقه اي را مي جوند و خلاف توصيه هاي قرآن، که تمام مومنين را به برادري مي خواند، مي کوشند مسلمين را برابر يكديگر قرار دهند و فرموده  موکد قرآن را فراموش مي کنند كه:

  

به راستي كه مومنان برادر يكديگرند. از خدا بترسيد و ميان برادران آشتي و اتفاق برقرار كنيد تا مشمول رحمت خدا شويد. ( حجرات، 10)

 

اما کتاب «ايرانيان در قران و روايات» با تحريف و تاويل و تعبيرات مغرضانه، بر طبل ارجحيت عجم بر عرب مي كوبد و بر آتش فتنه و اختلاف دامن مي زند. فصل اول كتاب ايرانيان در آيات و روايات، با عنوان «اسلام گرايي ايرانيان از ديدگاه قرآن» آغاز مي شود و مي نويسد:

 

در قران مجيد با توجه به تفسير و گفتار معصومين(ع) آيات متعددي در مورد اسلام ايرانيان وجود دارد كه وجود اين آيات، نشانه دو موضوع است:

1-     ايرانيان در پيشگامي به حقايق و ارزش ها لياقت و اشتياق عميق دارند.

2-     اسلام آن ها از اهميت فوق العاده و ژرفي برخوردار و سرچشمه شايسته اي براي رونق و گستردگي اسلام در همه جهان خواهد شد.( ابطحي، ايرانيان در قران و روايات، 51 )

 

از ابتدا ابطحي گوشزد مي كند كه معاني و تعابير مورد نظرش را نه از نص صريح آيات، بل از تفاسير و روايات استخراج مي كند و توجهي ندارد كه اگر منظور قران، تحسين و تمجيد ايرانيان است، پس چرا هرگز صراحتاً نامي از آن ها به ميان نمي آورد، آيا کلام خداوند به قدر کافي در همه جا صريح و فصيح نيست که نيازمند برداشتهاي ضمني نباشد؟ نخستين آيه اي كه ابطحي معتقد است در آن به ايرانيان اشاره شده، آيه 133 سوره نساء است:

 

اي مردم اگر خدا بخواهد شما را از بين مي برد و كسان ديگري را جايگزين شما مي كند و خدا به اين كار قادر است. 133 نساء

علامه طبرسي مي گويد: در روايت آمده است هنگامي كه اين آيه نازل شد، پيامبر دست بر پشت سلمان زد و فرمود: آن افراد، اين شخص و قوم او هستند، يعني مردم غير عرب فارس. (همان، 52 )

 

بدين ترتيب و به گمان ابطحي و امثال او، پيامبر رحمت و اخوت و برابري، از همان ابتدای دعوت خويش، ايرانيان را نسبت به اعراب در جايگاه والاتري قرار مي داده و طبرسي نامي نيز نه فقط بر اين مطلب صحه گذارده، بلکه با تاييد سلمان او را به طور استثنايي و گزينشي مورد عنايت پيامبر گرامي گرفته، رفتارهايي که انتساب آنها به پيامبر رفيع مرتبه اسلام دور از ماهيت ابلاغ ايشان است. اين که طبرسي شش قرن پس از ماجرا، اين رفتار با سلمان را با چنين دقتي در جزئيات به ياد آورده، در زمره مجهولات موجود در زمينه روايات است و معلوم نيست اگر کسي اين شهادت طبرسي را نپذيرد، تکليف ابطحي با تاويلات و بهتان هايش نسبت به آيات قرآن و خلق و خوي پيامبر چه مي شود؟ اگر بخواهيم بر اساس نص آيه قضاوت کنيم، خلاف تلقين ابطحی، معلوم است که مخاطب غالب آيات سوره نساء، تمام مردم و مومنين اند، نه ايرانيان!!! در آيات سوره، بي آن كه به قوم يا نسب خاصي اشاره شود، قوانين و هنجارهاي شرعي و انساني چندی توصيه شده و سپس مردم را در گزينش و پذيرش و اجرا و يا رد آن ها با تذکر عواقب آن، مختار گرفته است.

 هر كس عمل زشتي مرتكب شود يا به خودش ظلم كند و سپس از خداوند آمرزش بطلبد او را آمرزكاري رئوف خواهد يافت و هر كس مرتكب گناهي شود به خود ستم كرده و خدا دانا و حكيم است.111-110

خداوند تمام گناهان را، به جز شرك، مي بخشد که مرتكب آن در تباهي و گمراهي شديد است.116

هر زن يا مردي كه عمل نيكو انجام دهد در بهشت جاويدان داخل مي شود و ذره اي به او ستم نمي شود.124

 

هر آن چه در آسمان و زمين است متعلق به خداست. پيش از شما هم به آن ها كه اهل كتاب بودند و اينك نيز به شما، مي گوييم از خدا پروا كنيد و بدانيد اگر شرك بورزيد باز هم آن چه در آسمان و زمين است از آن خداست و خدا بي نياز و ستوده است.۱۳۱

 

هر كس خير دنيا را مي خواهد بداند خير دنيا و آخرت نزد خداست.134

آيا در جايي از اين آيات و هر آيه ديگری از سوره نساء و يا سراسر قرآن، نشانه و اشاره اي به ايرانيان و مفهوم و منظوري را که ابطحي به قرآن منسوب مي کند، مي يابيد؟ آيا در اين آيات حتي به تاويل و تعبير هم مي توان خطاب خاصي به ايرانيان يافت؟ آيا اصولا ممکن است تصور کنيم که قرآن نسبت به قومي موضع جانب دارانه موافق يا مخالف داشته باشد؟  و آيا چنين برداشتهاي قوم گرايانه، نقض و سوء استفاده از آيات مبارک قرآن برای مقاصد منحرف نيست؟ (ادامه دارد)  

 

+ نوشته شده توسط مهرناز نصریه در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 12:57 |