نقد تفسیر سورآبادی، 17
نقد تفسير سورآبادی (17)
الزانيه و الزاني فاجلدوا كل واحد منهما مائه جلده: زن زنا كننده و مرد زنا كننده را بزنيد هر يكي را از ايشان صد چوب زخم. اما حد زنا به سه حال بگشته است: در اول اسلام گر مردي با زني زنا كردي و بكر بودندي عقوبت ايشان آن بودي كه ايشان را ملامت كردندي تا آن وقت كه توبه ايشان معلوم گشتي. و گر ثيب بودندي حبس كردندي ايشان را. از پس آن امر آمد كه بكر را حبس كنيد سالي و صد چوب بزنيد و ثيب را صد چوب بزنيد چنانكه در اين آيت است و ثيب را رجم كنيد چنانكه در اخبار است: الشيخ و الشيخه اذا زنيا فارجموهما البته. سوال: چون خداي تعالي حد زاني را اين نهاد مطلقاً مائه جلده، چرا بدين حكم نكنيد، بر زناي طفل و زناي مجنون و زناي ثيب اين حكم نيست. جواب گوييم هر چند خداي تعالي حد زاني مطلقاً اين نهاد لكن صاحب شرع پديد كرد كه اين حكم كدام زاني است و قبول قول او واجب است، چنانكه قبول قول خداي واجب است. (همان، 1660- 1659)
از همین جا مبداء و پایه گذاران آن انحراف را شناسایی می کنیم که حکم صاحب شرع را با حکم خداوندی یکی می گیرند. عتیق می پرسد اگر حکم زانی و زانیه در کتاب خدا معلوم است، پس چرا به آن عمل نمی شود و کار را به رجم می کشانند و خود در مقام دفاع از فقه و لزوم عمل به آن تا اندازه ای صریح است که نظر و ضمیمه ی صاحب رساله را با متن مستقیم آیه برابر می گیرد!!! در عین حال تقسیم بندی او بر انواع زنا و عقوبت های مترتب بر هر کدام نیز ساخته های ذهن و کوشش او برای منطبق کردن جزای زنا با قوانین تورات است. در مرتبه ی سوم عتیق و بدون ارائه ی مستندی، از طریق این تفسیر که نباید عمری قدیم تر از دو سده پیش تر داشته باشد، وجود انواع مجازات برای زنا را امری مقرر از بدو اسلام می داند تا به کمال قانع شویم که در پس هر جمله ای از تفسیر او صد منظور پلید یهودانه خفته است. وي با بیان تنوع در این مجازات تلقین می کند که رجم و سنگسار تا به روزگار او، يعني به ظاهر اواخر قرن پنجم هجري بنا بر امر و صلاحديد صاحبان شرع، در جامعه اسلامي رواج داشته و از اين طريق بستري فراهم مي كند تا برای رجم، علی رغم فرمان صریح قرآن پيشينه و بنيان اسلامي بسازد و لازم الاجرا بداند. در باب حکم زنا در اسلام، در مجالس و محافل و مقالات بسیار سخن گفته شده و اینجا و آنجا شاهد اجراي حكم رجم و سنگسار زنان و مردان زناکاریم، اما قران بليغ، هر چند در كراهت و مذمت زنا صریح است، اما به یقین مجازات رجم را برای آن مقرر نکرده، تا چنان چه در آیات مکرر آمده، اصل کلی اعتماد به انسان و تربیت او، با آسان گیری و گذشت و توسل به توبه، در همه حال اعمال شده باشد. امثال عتیق که این مراحم خداوند مربی و این اصل جاذب مرحمت و مسامحه در اسلام را نمی پسندند و موجب تعطیل دکان خویش می بینند، به هر نحو در ابطال دستورات روشن آیات قرآن و آوردن خدشه بر آن کوشیده اند، تا بتوانند از هر راه ممکن چهره ی اسلام را خونین بنمایانند.
يهود، قيد و التزام مطلق به سنگسار و رجم زناكاران دارد. اصرار عتيق، كه نماينده تعاليم توراتي است براي به حاشيه راندن آسان گیری قران و تمایل او به تداوم حکم سخت گیرانه تورات است و منظو ر خود را در لزوم تبعیت از حکم فقیه می بیند و حکم او را همسان نظر قرآن می شمارد! بر اساس آنچه در سوره نور درباره زناکاران و مجازات آنها آمده، زن یا مردی که از راه زنا همبستری می کند، مستحق صد ضربه تازیانه و لایق همسر گزینی در میان دیگر زنا کاران است: زن زناکار با مرد زناکار و مرد زناکار با زن زناکار. آیا اگر قرآن مجید، زن و مرد زناکار را مستحق و محکوم به مرگ می دانست، کسی می ماند که با زناکار دیگری ازدواج کند!!! هر کس كه اندک بهره از فهم زبان عرب داشته باشد می تواند به آیات ابتدایی سوره نور مراجعه کند و بي واسطه حكم قران را دريابد.
مي توان گفت که دسته بندی انواع زنا و صدور حکم رجم بر زانی و زانیه، مخالفت آشکار با بیان قرآن و اجرای آن ارتکاب به قتل نفس است. در قرآن به جز چند مورد خاص چون فساد بر زمین، امر به قتل نیامده و قتل نفس بی دلیل و عامدانه موجب خشم و ناخشنودی خداوند عزوجل و مستوجب عذاب است. خلاف آن چه مخالفان اسلام و كباده كشان كنيسه سعي در مخفي نگه داشتن آن دارند، حکم رجم و قتل، حکم جاری و ساری اکید در تورات است. مثلاً در سفر خروج، بخش مربوط به قوانین مجازات مجرمین چنین آمده است:
~ اگر کسی انسانی را طوری بزند که منجر به مرگ وی گردد، او نیز باید کشته شود. } (21:12)
~ هر که پدر و مادرش را بزند، باید کشته شود. } (21:15)
~ هرکس انسانی را بدزدد، خواه او را به غلامی فروخته و خواه نفروخته، باید کشته شود. } (21:16)
~ اگر گاوی به مرد یا زنی شاخ بزند و او را بکشد، آن گاو باید سنگسار شود....} (21:28)
قوانین اخلاقی و دینی:
~ زنی که جادوگری می کند باید کشته شود. } (22:18)
~ هر انسانی که با حیوان نزدیکی کند باید کشته شود. } (22:19)
لاویان، مجازات گناهان
~ هرکس چه اسرائیلی باشد چه غریبی که در میان شما ساکن است، اگر بچه خود را برای بت مولک قربانی کند، قوم اسرائیل باید او را سنگسار کنند. } (20:2)
~ کسی که پدر یا مادرش را نفرین کند باید کشته شود. } (20:9)
~ اگر فردی با همسر شخص دیگری زنا کند، مرد و زن هر دو باید کشته شوند.} (20:10)
~ اگر مردی با زن پدر خود همبستر شود به پدر خود بی احترامی کرده، پس آن مرد و زن باید کشته شوند.} (20:11)
~ اگر مردی با عروس خود همبستر شود، هر دو باید کشته شوند.} (20:12)
~ اگر دو مرد با هم نزدیکی کنند، عمل قبیحی انجام داده اند و باید کشته شوند. } (20:13)
~ اگر مردی با حیوانی نزدیکی کند، آن مرد و حیوان باید کشته شوند. } (20:15)
سفر تثنیه، قوانین جنگ
~ هنگامی که خداوند، خدایتان آن شهر را به شما داد، همه مردان آن را از بین ببرید.} (20:13)
~ در شهرهای داخل مرزهای سرزمین موعود، هیچکس را نباید زنده بگذارید.} (20:16)
پسر سرکش
اگر مردی پسر لجوج و سرکشی داشته باشد که با وجود تنبیهات مکرر والدین، از ایشان اطاعت نکند، باید پدر و مادرش او را نزد ریش سفیدان شهر ببرند و بگویند: ~ این پسر ما لجوج و سرکش است، حرف ما را گوش نمی کند و به ولخرجی و میگساری می پردازد.} آنگاه اهالی شهر او را سنگسار کنند تا بمیرد. } (21:18)
قوانین مربوط به ازدواج
~ اگر اتهامات مرد حقیقت داشته و زن هنگام ازدواج باکره نبوده است، ریش سفیدان دختر را به در خانه پدرش ببرند و مردان شهر او را سنگسار کنند تا بمیرد. } (21 و 22:20)
~ اگر مردی در حال ارتکاب زنا با زن شوهرداری دیده شود، هم آن مرد و هم آن زن باید کشته شوند.} (22:22)
~ اگر دختری که نامزد شده در داخل دیوارهای شهر توسط مردی اغوا گردد، باید هم دختر و مرد را از دروازه شهر بیرون برده، سنگسار کنند تا بمیرند...} (24 و 22:23)
گزیده ای به تصادف از متن تورات آوردم که معلوم شود قتل و رجم و کشتار، پایه و اساس رفتار جهودان است که به هر بهانه ای به حق یا ناحق دست به خون آلوده می کنند و اشتهای سیری ناپذیر قتل عام و قتل نفسشان را در تاريخ خوانده و به روزگار خويش ديده ايم! (ادامه دارد)