سورآبادی، 8
نقد تفسير سور آبادي (8)
(جزء چهارم)
در باب آيات سوره آل عمران، عتيق بيش از تفسير قرآن، بر تكرار و تقويت داستان هاي نخ نما و نادرست در مورد غزوات پيامبر اصرار دارد تا وانمود كند فرهنگ اسلامي به دست مشتي شمشير كش و قداره بند و با خون ریزی و غارت لاینقطع صادر شده، و در اين راه، همانند شاهد و ناظر تمام وقایع، جزئيات حوادث و گفتگوهاي ميان مسلمين و پيامبر و منافقان و مشركان را، که اندک نشانه ای در قرآن ندارد، ضبط كرده، کلام به کلام در تفسیرش باز مي گويد. عتيق، آیات قرآن را دستمايه ذوق آزمایی در داستان سرایی و شخصیت سازی خود قرار می دهد و همانند شرح و بسط مفصلي که براي آيه 121 سوره آل عمران آورده، و در چاپ های امروز، يازده صفحه كتاب او را می پوشاند، چنین نوشته است:
خداوند دانا و شنوا بود آن گاه كه سحر گاه از خانه و خانواده ات جدا شدي تا مومنين را براي مواجهه، آماده و راهنمايي كني. آن گاه كه دو گروه از شما نزديك بود ميدان خالي كنند، خداوند ياري شان كرد، پس مومنان بايد همواره به خدا توكل كنند. به ياد آر كه به مومنين گفتي: آيا مي خواهيد خداوند، سه هزار فرشته به ياري شما بفرستد؟ بگو اگر صبر كنيد و راه درست برگزينيد مانند آن است كه خدا شما را به پنج هزار فرشته ياري كرده باشد. اما خداوند اين وعده را براي آرامش دل شما مي گويد چرا كه ياري، جز از جانب خداوند عزيز و حكيم نيست. (آل عمران، 126 – 121)
بسیاری به بهانه تفسير و توضيح و بيان شان نزول آيات فوق، بر طبل های جنگ کوفته، گیشه سینماها گشوده اند. حال آن كه سرتاسر اين آيات تنها ياد آوري نظارت و شهادت خداوند بر دستگيري مومنین به شرط استقامت است تا با اعتماد قلبي، بار وظایف خویش ببرند. چنان که ضمن آيات بالا، به صراحت و اندکی شوخ طبعانه تذکر داده می شود که استقامت و انتخاب راه درست با ارسال پنج هزار فرشته برای یاری برابر است. اما همین تذکر الهی به چنان تصویر سازی زبده ای از صف طولانی فرشتگان شمشیر به دست در جنگی با نام احد کشیده است که در نتیجه ی این نمایش، اسلام را تنها به مدد شمشیر آوران زمین و آسمان موفق شمارد!!!!
و اتوا النساء صدقاتهن نحله فان طبن لكم عن شيء منه نفساً فكلوه هنياً مريئاً. ... امير المومنين علي گويد كسي كه شفا خواهد علتي را درمي از شمار كاوين به زن بايد داد تا زن آن را به وي بخشد، آن گه آن را به انگبين بدهد و به آب باران بياميزد و بخورد تا او را هني و مري و شفا و مبارك فراهم آيد كه خداي تعالي كاوين زنان را كه به مردان ببخشد هني و مري خواند و انگبين را شفا خواند و گفت فيه شفا للناس و آب باران را مبارك خواند و گفت ماء مباركاً. چون اين چهار فراهم آيد، راحت بود. (همان، 384 – 383)
آیا این نمایش نامه ی متکی بر فقراتی از علم شیمی و چشم بندی و خرافه بافی که متضمن تمسخر زیرکانه ی تمام باورهای مسلمین و اعتقاد به معجزات عوامانه در نزد امام علی است را سعی عتیق در تفسیر کلام الهی بگیریم؟!! اگر نه، پس آن کسان که خواندن تفسیر سورآبادی را به بهانه ی آشنایی با نثر فارسی ملوس قرن پنجم توصیه می کنند آیا نمی خواهند در ظرف شیر معتقدات اسلامی چنین آب خرافه ببندند؟ اين روخواني بي مغز آيات قران و برانگیختن غبار با نقلی از امام علی، قصد پوشاندن تلالو یک فرمان عنایت و دقت در رفتار با زنان را ندارد؟ اين مسخره بازي و نسخه پيچي دور از منطق موجبی نیست که مسلمانان از اصل به فرع متوجه شوند؟!
... هر زاني كه بكر باشد يك سال در زندان بايد كرد و صد چوب بايد زد و هر زاني كه ثيب بود صد چوب ببايد زد و سنگسار بايد كرد. و حكم بر اين مي بود تا آن وقت كه سوره النور فرو آمد و در آن جا حد بكر پديد كرد كه ... سوال: حد همه زانيان از مردان و زنان در قران در اين آيت و در سوره نور است و بس و هيچ جاي رجم نيست، پس شما از كجا مي گوييد وجوب رجم؟ جواب گوييم نه هر چه در نص قران نباشد در شريعت نباشد ... (همان، 396 –395)
نقل بالا را به دو علت ذكر كردم. هر چند كه نيمه نخست آن، در مورد زنا تكراري است ولي مسئله تازه اي درباره اين موضوع تكراري آمده كه خوب است بدانيم امثال عتيق اگر دستشان كوتاه شود چنان در آشوب گري خود مداومت مي كنند كه حتي با دلايل و شرايط من درآوردي، بر لجاج خويش اصرار مي كنند. اول آن كه عتيق كه عميقاً مقيد به تعاليم توراتي است در بيان حد و حكم زنا كاران، شرط بكارت و ثبيت متهم را تعيين مي كند و در هر صورت، حكمي جدا مي راند. در مكتب يهود، بر شرط بكارت دختران اسرائيلي تاكيد و اصرار بيش از حد مي شود و مسئله را تا بدان حد جدي مي گيرند كه اگر كسي يك دوشيزه اسرائيلي را مورد اتهام قرار دهد مستوجب مرگ مي شود و هرگاه دامادي در شب زفاف مدعي شود عروسي كه به حجله برده، باكره نبوده و ثابت شود دروغ مي گويد تا آخر عمر و تحت هيچ شرايطي نمي تواند آن زن را طلاق بدهد و خدا نكند كه دختر، ناتو از آب در آيد! حال آن كه در قران، هرگز و حتي در هنگام تعيين مهر و صداق، شرط و سخني از باكرگي عروسان نيامده و كلمه بكارا به معني دوشيزه، فقط يك بار و در آيه 5 سوره تحريم آمده كه به زنان پيامبر گوشزد شده اگر بر آزار او ادامه دهند، ايشان را طلاق خواهد داد و زنان نيكوي بكر يا بيوه جايگزين ايشان خواهد كرد. حساسيت عتيق، منشائي جز آموزه هاي توراتي او ندارد كه سعي مي كند به ذهن مسلمين ديكته كند، هر چند كه ديگر به خصوص يهوديان به این فرمان توراتی وقعی نمي گذارند.
دوم ادعاي لو دهنده اوست كه معتقد است لازم نيست همه آن چه مسلمانان ملزم به رعايت آن هستند در قران ذكر شده باشد! احتمالا به عقيده عتيق، اگر دستورات در تورات ثبت شده باشد كفايت مي كند! در حقيقت، قران كتاب انسان سازي است كه اهميت والايي برای درك و شعور بشر قائل مي شود و به هر بهانه، آدمي را به تعقل و خرد ورزي دعوت مي كند. انساني كه در مكتب قران پرورده شده و به آموزه هاي آن معتقد باشد به مرحله اي از شناخت و پختگي انديشه می رسد كه براي رام کردن طبع سركش، نیازمند چوب تر و امر و نهي دائم نباشد. شيوه ها و مکتب تربيتي قران و تورات به حكم گذر زمان و تفاوت درجه درك و فهم موضوعات فرهنگي و عقلي، اساساً و كاملا با يكديگر متفاوت است. در قران دستور است كه هر گاه مومنين در امري شك يا جهل داشتند به قران رجوع و با يكديگر مشورت كنند. بسياري از حوادث زندگي معمول و جاری و ناقابل روزمره بشر در قران ذكر نشده، اما انساني كه طبق تذكرات قران بار آمده و نيك و بد را تشخيص مي دهد خواهد توانست راه را از بيراهه معلوم كند و درست و نادرست را بيابد. عتيق اين حقيقت عمده را ناديده مي گيرد زيرا عادت كرده كسي بيايد و برای او از روی صفحات تورات بخواند که چهكند و چه نكند، چه بخورد و بياشامد و برعکس. ذهن او جای ین را ندارد که انسان به لحاظ فرهنگي و به مدد ادیان و دستورات متعالی تر الهی متحول شده، حرف حساب را مي فهمد، ايراد بني اسرائيلي نمي گيرد و در حد فرامین تورات متوقف نمانده است. (ادامه دارد)
(پايان جزء چهارم)